♥هرنفس تشنه دیدار تو هستم♥
عمیق تر می بینم بودنهایت را....دلم تنگ است..بیا
باز دوباره میزنه قلبت تو سینه سازمو تو سکوتت میشنوی زمزمه آوازمو حس دلتنگی که میگیره تموم جونتو هرجا میری میبینی و کم داری منو تو دلت تنگه ولی انگار تو جنگه با دلم میزنی و میشکنی با خودت لج کردی گلم راه باتو بودنو سخت کردی که آسون برم چشم خوشرنگت چرا خیسه دوباره خوشگلم این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده دستت مال هرکی باشه چشمت دنبال منه هر نگاهت انگاری اسممو فریاد میزنه همه آرزوهامون حالا دیگه فقط یه خاطره اس نفسم بودی ولی یه تجربه شدی و بس از اینجایی که من هستم تموم ِ شهر معلومه کنارم خیلیـا هستن .. دلم پیش ِ تــو آرومه به من بدبین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم ؟ به جز آرامش و حسی که از صدات میگیرم بدبین شدی چـرا ؟ باور نمیکنی تنهایی منو کمتر نمیکنی طوفان نشو منو یه قاصدک نکن من عاشق ِ تـوام .. یک لحظه شک نکن ! اگه دلتنگ باشی تو .. مث ِ بارون شروع میشم که با هر قطره ى اشکت منم که زیرو رو میشم همیشه ساده رنجیدی ... همیشه سخت بخشیدی تو رو میبخشم این لحظه .. شاید بازم منو دیدی ! الان ایکاش نزدیک ِ تو بودم تو این راه ِ مه آلود ِ شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم ! پر از بغضم .. فقط جای تو خالی.. ما با هم تا حالا دریا نرفتیم ... از اون خونه .... از این دنیای خودخواه..... تو رو شاید یه روزی قرض کردم ! به اندازه ی یه سفر ِ کوتاه تو مغروری ... نمی ذاری بفهمم که احساست به من تغییر کرده دلت از آخرین باری که دیدی م توی آغوش ِ سردم گیر کرده ! چه خوبه پیرهن ِ منو بپوشی! بهم تکیه کنی تا خسته می شی تا بارون بند می یاد بمونی پیشم.. تو اینجوری به من وابسته میشی!! میخوام تو آینه ها بهتر از این شم! نگاه ِ من نوازشم بلد نیست! به خاطر ِ تو التماس کردم با لبهایی که خواهشم بلد نیست! میخوام محکم نگه دارمت این بار تو که باعث دلتنگیم می شی بلایی به سر خودم می یارم! که به چشمای من تسلیم میشی ! م،ب و عشق این و آن را به جان میخری یکی به خاطر تو بیستون میکند و یکی جان میدهد... و استعاره ،استعاره،بیت هایش را شاه بیت میکنی.... شعر نازک خیالان را روشن میکند... چقد خوبه توبرگشتی چقد خوشحالم اینروزا بوی عطرت که می پیچه میگه می بینمت حالا طلوع آرزو هستی با رنگاییکه می پوشی واسه یادآور غصه تو معجون فراموشی دچار حس وحشت بود نبودی وقتی تو پیشم تو برمی گردی و با تو من از وحشت جدا میشم مث حال دلم خوش نیست حال هیچکی تو این دنیا کنارت شادی میرقصه میشی تعبیر یک رویا چقد خوبه تو برگشتی دلم میلزره از شادی چه احساس قشنگی تو به قلب عاشقم دادی. ×××××××××× به یاد پاییز زیبا و خاطره انگیز90 که آرزومو برآورده کردی. تو کوچمون صدای تو صدای خنده های تو دیگه شنیده نمیشه رفتی برای همیشه چشات برام یه قصه گفت یه قصه از یه غصه گفت یه قصه از جداییها آخر آشنایی ها گفتی قفس تنگه برات رنگا چه بی رنگ برات گفتی هوای تازه نیست خونه برات اندازه نیست گفتی دیگه خسته شدی طاووس پر بسته شدی گفتی که آغاز میخوای سرود پرواز میخوای میخوای بری به اوج ها رو بال نرم موج ها گفتی که عشق من کمه حرفام برات پر از غمه تو سینه قلب من شکست رو بوم دل غروب نشست انگار دارم خواب می بینم مهتابو رو آب می بینم چگونه باور بکنم غصه رو از بر بکنم عطر تنت تو خونه نیست تو زندگیم بهونه نیست حتی دیگه نمی تونم زلفامو شونه بکنم گل روی موهام بزنم یا حتی حس کنم زنم عکست هنوز رو طاقچمه انگار باهام حرف میزنه اما نمیدونه دارم از غصه دیوونه میشم خدا کنه صدای من صدای گریه های من یه روز به گوش ت برسه بهت بگه دیگه بسه پرنده جون بیا خونه ت بیا توی آشیونت جفتت هنوز منتظره چشماش همیشه به دره --------------------------------------------------------- تو که بی وفا نبودی، برگرد بیا به خونمون. جاودانه باد خلیج همیشه فارس در این خیابان دراز اشکهایم عشق مرا پر حسرت و یکسویه میکرد وقتی ترا گم میکنم در بوی باران تر میشود چشمانم از لطف بهاران تو رفته ای من همچنان چشم انتظارم با خاطرات محو وگنگ روزگاران در این خیابان دراز پیچ در پیچ من هستم و اندوه وافسوس و دگر هیچ باران و من همزاد و همدوشیم اینجا من مست او او مست موی پیچ در پیچ در کوچه های شهر تاریک زمانه من میشوم با بغض امیدی روانه بن بست سرد کوچه های غرق تردید خشکانده در من شوق میلاد جوانه باران شهر غم ببار اینک دوباره بر من بموی و گریه کن ای قطره پاره شاید که بعد از مرگ من بر قبر امید روید گل یاس سپیدی چون ستاره سعیده میرزازاد
بغلت کردم
نفس کشیدم تنتو با همه وجود
تو این دنیا هر چی که شنیدم
به غیر از تو دروغ بود
کی جز تو میتونه نگهم داره اینجا ؟
با اینکه ما با هم هیچ وقت نرفتیم دریا..
دست بذار رو قلبم تا من یادت بیارم
هر چی از این آهنگ با تو خاطره دارم....
بذار هر کی جز تو منو میخواد معطل شه پشت ِ در !
بذار با دستام تو رو بگردم
این لحظه های آخر
کی جز تو می تونه نگهم داره اینجا ؟
هی...."تو"
با توام..."تو"
خود خود "تو"
تو که تمام ضمیرهای "-ِت"را به انحصار خودَت کشانده ای
و عــــــــــــــــشـــــــ ق میکنی ...
میشوی بهانه ی شعر های این و بهانه ی اشک های آن ...
غزل غزل پیش میروی و تمام زیبایی های عالم را بنام خود مهر میزنی...
یک شب رقیب ماه شب چهاردهی و یک شب لطافت گل هارا مصادره میکنی....
یک دم نسیم بهار میشوی و یک دم ترنم باران
...یک نفس نجابت تاجیکی و یک نگاه الهه ی زیبایی....
یکی از تو جام می میطلبد و یکی لعل لب....
کیستی که هرشب معشوقه ی یک شاعر میشوی
کیستی که سیاهی چشم و شب موهایت
آنچنان که از تلخی هایت هم شیرین میسرایند؟!
با "تو"ام...."تو"یی که "نیما" هنوز "من چشم در راهم "را برایت زمزمه میکند...
"تو"یی که حافظ با آن همه وقارش هنوز برایت میخواند:
...ای پسته ی "تو"خنده زده بر حدیث قند/محتاجم از برای خدا یک شکر بخند ...
با "تو"ام....ای مخاطب زمینی تمام غزل های خیس...
یک بیت ایهام میشوی و عاشق بیچاره را در ابهام کلمات غرق میکنی...
...یک مصرع تلمیح میشوی و تمام عاشقانت را به رخ شاعر میکشی....
یک آرایه کنایه میشوی و به دل زخم خورده اش نمک میپاشی...
...یک واژه تضاد میشوی و شاعر را به اشکی غرق لبخند مینشانی...
"تو"ای که تمام غزل سرایان عاشقانه برایت غزل میسرایند....
غزل های من "تو" ندارد....
میگویند غزل های بی "تو"غزل نیست....
اگر زحمت نیست...گاه گاهی به دل من هم سری بزن....
گاهی ایهام و تلمیح و استعاره های مرا هم هرس کن....
دستی به روی واژه های بی "تو"ام بکش....
کمی "تو"کنار "من"هایم بگذار...
"تو" بگذار
شاید "من" هم عاشق شدم.....
| Design By : Mihantheme |

